![]() |
![]() |
|
|
اینقدر با قالب این وبلاگ ور رفتم که خودمم از نفس افتادم چه برسه به خود وبلاگ و ...
اینقدر کنتور عوض کردم که کسی ندونه فکر می کنه اینقدر اینجا شلوغه که روزی یه کنتور می ترکونم اینقدر حالم بده که بضعی وقتا فکر می کنم که دیگه مرده ام(چه ربطی داره هر کی می میره حالش خوب می شه !؟) دفترچه راهنمای خدمت مقدس زورکی خدمت را گرفته ام شاید بتونم یه بامبولی سوار کنم نرم سربازی .با اینکه می دونم از خودتون نمی پرسید که چرا نمی خوام برم سربازی ولی من دلیلش رو می گم. راستش ترسم از اینکه اومدیم و مثل بچه آدم رفتیم سربازی دو سال هم اونجا به قول گفتنی پخته شدیم چه تضمینی هست که من بعد از دو سال این شور و حال را برای درس خواندن داشته باشم معلوم نیست چه بلایی سر افکار و عقایدم می خواد بیاد. دروغ می گم بگو: "دروغ می گی". |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 22:21 توسط بهمن غیاثوند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
كانون وبلاگ نويسان قزوين |
|
RSS
|