تبليغاتX
بهمن نوشت
بار دگر روزگار چون که نيامد به رفت.
مارگزيده از ريسمون سياه و سفيد مي ترسه
بعد از انتخابات رياست جمهوري دور اول خاتمی احزاب بصورت کلي به دوم خردادي و محافظه کار در آمدند که جوان ترها به حمايت دوم خرداديها و افراد مسن تر به حمايت محافظه کارها پرداختند.از آنجا که براي حفظ و استحکام نظام به جلب نظر دوم خرداديها نيز نياز بود مخصوصن در سیاست بین الملل خیلی مهم بود که مردم در انتخابات مشارکت چشمگیری داشته باشند.به همین دلیل نظام حاضر شد که باج بدهد و کمي آنها را آزاد گذارد البته بصورت کاملا کنترل شده اين آزاديها کم و زياد شد تا اينکه دوم خرداديها در اين فضا ضعيف شدند و البته دلسرد چون هر چه تلاش مي کردند کمتر نتيجه مي گرفتند و دليل آن هم شاید در ابتدا خود اصلاحات بود چون اصلاحات به مرور شکل می گیرد و نمی توان سریع اين اصلاحات را در جامعه پیاده کرد که به خاطر بی تجربگی اصلاحات خیلی سریع و بدون تامل صورت گرفت (کم بخور همیشه بخور-آهسته و پیوسته) و در ادامه فضاي جامعه نیز همواره منتظر زانو زدن شتردولت اصلاحات بود که بلاخره اين شتر هم از پا افتاد و در اين بحبوحه ها بود که آبادگران سر از تخم در آوردند و با شعارهايي به قول بچه ها گفتني از جنس مردم افکار مملکت رو قاپ زدند و البته چون حرفا و شعارها ساده و جديد بود جذاب شد.
بله اينجوريا بود که محافظه کارا به آرزوشون رسيدن و در اين ثنا نسلي از محافظه کارهاي نسل دوم و سوم سر برآوردند و حالا ديگر لازم نيست به دوم خرداديها باج بدهند و آنان را شکست خورده مي پندارند از طرف ديگه دوم خرداديها براي از دست ندادن موقعيت شان و تضعيف آبادگران حاضر شدن که با محافظه کاران نزديک تر شوند تا مقابل آبادگران در بيايند ولي محاظه کاران باتجربه تر از اين حرفا هستند و ديگر حاضر نيستند که باج بدهند.
وقتي شير آهو رو شکار مي کنه يه لاشخور سر مي رسه و شروع به خوردن قسمتهايي رو که شير نمي خورده مي کنه شير با لاشخوره کاري نداره تا اينکه سرو کله يه کفتار پيدا مي شه  و مي خواد در خوردن آهو با آنها شريک شود و اينجاست که شير آرام نمي نشيند و مانع استفاده لاشخور از آهو مي شود.چون هر چي باشه شير و کفتار شباهت هاي بيشتري باهم دارند و از قديم مديمام مي گن چراغي که به منزل رواست به مسجد حرام است.
از اينکه "شرق" چاپ نمي شه و روزگار بعد از دو روز" که اون هم کلي سنگ محافظه کارا رو به سينه زد"مجبور به تعطيلي مي شه نبايد ناراحت شويد که اين بازي روزگار است و بس.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 0:55  توسط بهمن غیاثوند |