![]() |
![]() |
|
|
مسعود رمال در راه به مجدالدين همايونشاه رسيد.پرسيد كه در چه كاري؟ گفت:چيزي نمي كارم كه به كار آيد.گفت:پدرت نيز چنين بود،هرگز چيزي نكاشت كه به كار آيد.
عبید زاکانی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 7:51 توسط بهمن غیاثوند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
كانون وبلاگ نويسان قزوين |
|
RSS
|